حدیث

امام على (سلام الله علیه) : كانَ رَسولُ اللَّهِ(ص) دائِمَ البِشرِ، سَهلَ الخُلقِ، لَيِّنَ الجانِبِ. پيامبر خدا، همواره خوش رو، خوش خو و نرم خو بود. معانى‌الأخبار - ص 83. حكمت نامه پيامبر اعظم(ص) : ج8- ص22- ح5703

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

 

از بدو خلقت انسان، همواره زنان و مردان، با تشكیل كانونی به نام خانواده، عمری را در كنار هم گذرانده و فرزندانی در دامان پر مهر خود پرورش داده و از این جهان رخت بربسته اند.در یك نگاه ظاهری متوجه می شویم كه عناصر اصلی تشكیل دهنده خانواده، یك زن و یك مرد است كه مطابق آداب و رسوم اجتماعی خویش با یكدیگر پیوند زناشویی بسته اند و بعد فرزند یا فرزندانی بر جمع آنها افزوده شده است.

 

شاید بتوان در یك تقسیم بندی كلی زندگی انسان را به دو بخش اساسی تقسیم كرد.این دو بخش شامل دوران مجردی و دوران متأهلی است.متأهل كسی است كه ضمن تعهد به شخصی دیگر و پایبندی به این پیوند وظایف و حقوقی را بر عهده دارد.
در هر حال چه ازدواج را پیوند میان دو روح تلقی كنیم و چه آن را صرفاً قراردادی اجتماعی بدانیم، دارای تأثیرات اساسی در زندگی فرد و اجتماع است.اساسی ترین و آشكارترین كاركرد ازدواج بقای نسل است و علاوه بر آن كاركردهای دیگری نیز بر آن مترتب است.طبیعی ترین شكل خانواده همین است كه هیچ عاملی جزء مرگ نتواند پیوند زناشویی را بگسلد و میان زن و شوهر جدایی بیفكند. اگر ازدواج را قراردادی بین دو شخص برای زندگی مشترك بدانیم، این قرارداد همواره دائم نیست و گاهی بنا به دلایلی فسخ می شود.جریان فسخ قرارداد بین یك زوج را اصطلاحاً طلاق می گویند.
هیچ دختری در آغاز زندگی و در پای سفره عقد تصور نمی كند ممكن است روزی مشكلات چنان بر او غلبه كنند و شرایطی بر او تحمیل شود تا دادخواست طلاق داده و به زندگی مشتركش پایان دهد.

 

طلاق، احساس باخت و بازنده بودن در ارتباط زناشویی است كه طرفین آن برای رهایی از این احساس، اقدام به جدایی می كنند.گاهی طلاق، تنها راه منطقی، برای حل مشكل به نظر می رسد.آنچه دارای اهمیت است، نگرش متفاوت افراد جامعه، نسبت به این پدیده است.

 

طلاق دلایل گوناگونی دارد.این دلایل متناسب با موقعیت، طبقه و جایگاه اجتماعی زوجین متفاوت است.شناخت عوامل مؤثر در شكل گیری این پدیده، در كنترل و كاهش آن نقش بسزایی خواهد داشت.

 

 

 

 

 

 

 

عوامل مؤثر در طلاق

 

به گفته كارشناسان، ازدواج هایی كه درآ نها هماهنگی بیشتری میان زوجین وجود دارد موفق ترند و كمتر به طلاق می انجامند.تشابهاتی مانند طبقه اجتماعی، سطح تحصیلات، هم نژاد، هم دین، هم زبان بودن و ...، یك ازدواج موفق را رقم می زند.ازدواجی كه با تشابه نژادی _زبانی _روانی واجتماعی صورت بگیرد ازدواجی موفقیت آمیز است

 

تفاوت طبقاتی یكی از عواملی است كه با امكانات اجتماعی؛ معمولاً دیدگاه های مختلفی را به وجود می آورد.البته اگر دو نفر، آن اندازه از آگاهی لازم برخوردار باشند كه این تفاوتها را به رسمیت بشناسند ازدواجشان منعی ندارد.

 

دكتر آقاجانی (جامعه شناس)،معتقد است: «طلاق به عنوان مسأله اجتماعی یكی از تلخ ترین پدیده های حیات انسانی است.می توان گفت كمتر پدیده اجتماعی به پیچیدگی طلاق وجود دارد.علل و عوامل طلاق متفاوتند و این علل و عوامل یا در لایه های عمیق اجتماعی قرار دارند یا در لایه های ظاهری.اما باید توجه داشت كه درك ،فهم و تفسیر لایه های عمقی كار پیچیده ای است

 

دكتر آقاجانی علل و عوامل تأثیر گذار در طلاق را اینگونه بیان می كند:

 

۱.عدم تفاهم و توافق اخلاقی، ۲.ناسازگاری و عدم سازش، ۳.بد اخلاقی و بد رفتاری، ۴.خشونت (كتك زدن)، ۵.تفاوت و تضاد در زندگی، ۶.تفاوتهای فرهنگی، ۷.سوء ظن ۸.اعتیاد ۹.عدم شناخت و درك یكدیگر ۱۰.ازدواج دوم ۱۱.دخالت دیگران در زندگی ۱۲. اختلاف سن ۱۳.عدم علاقه ۱۴.بیماری روحی ۱۵.بیكاری ۱۶.عدم توافق در مسائل جنسی (زناشویی) ۱۷.ازدواج اجباری

 

البته از دیدگاه دكتر آقاجانی در میان طبقات مختلف اجتماعی (بالا، متوسط، پایین)، تفاوتهای اساسی در علت طلاق وجود دارد.به طور مثال، در طبقه پایین جامعه، مهمترین علت طلاق مشكلات مالی عنوان می شود و بیكاری و ندادن نفقه، اعتیاد، خشونت و بداخلاقی و بدرفتاری از جمله دیگر علل طلاق است.تفاوت های طلاق در میان دو طبقه بالا و متوسط نیز مختلف است.مثلاً مهمترین عامل طلاق در میان طبقه بالا، عدم تفاهم و توافق اخلاقی است.در حالی كه در میان طبقه متوسط، تفاوت های فرهنگی مهمترین عامل است.

 

برای آشنایی با دیدگاه های روان شناسی و طلاق به سراغ خانم وحیده دبیریان (روان شناس) رفتیم و سؤالاتی را مطرح كردیم.

 

* از دیدگاه روان شناسی، طلاق در چه زمانی به عنوان یك راه حل به زوجین پیشنهاد می شود؟ به عبارت دیگر آیا می توان در مواردی طلاق را سودمند دانست؟

 

زمانی كه به خود واقعی ما صدمه وارد می شود و باعث پایین آمدن عزت نفس می شود، آن موقع است كه طلاق منفورترین حلال است.زمانی كه ما به خودمان ضربه وارد می كنیم و تحمل زندگی برایمان سخت می شود. زمانی كه تحملمان را پشت سر گذاشتیم، آن لحظه است كه خود واقعی فرد هیچ احساسی به طرف مقابل ندارد و تنها راه نجاتش را طلاق می داند.

 

از دیدگاه روان شناسی فروپاشی یك خانواده یك رویداد ساده نیست زیرا باید همه خاطرات و تجربیات نامطلوب زندگی از ذهن پاك شود و از بین برود تا فرد بتواند خود را با شرایط آتی زندگی هماهنگ سازد.

 

وقتی دوام زندگی دچار مشكل شود، اعتماد به نفس و آرامش انسان به خطر می افتد و همراه با این به خطر افتادن، اگر طلاق صورت نگیرد باعث نابودی خود فرد می شود.
*
چه عواملی در طلاق تأثیر گذار هستند، به نظر شما مهمترین عوامل كدامند؟
-
در اصل مهمترین دلایل طلاق توقعات نادرستی است كه طرفین از یكدیگر دارند.در عین حال موارد زیر نیز قابل اشاره است: عدم آگاهی جنسی، شهرت یكی از طرفین، بیماری و یا نقص جسمانی، نبود امنیت شغلی، تضاد فرهنگی، فقر مالی و عدم درك متقابل افراد از یكدیگر.

 

اما یكی از مهمترین عوامل طلاق در جامعه امروز ما بحران شخصیت است.همان بحرانی كه سبب می شود ازدواجها صورت گیرد.بحران تنهایی یا یك خلأ عاطفی.خلأیی كه باعث می شود در سن پایین، فرد تصمیم بگیرد با ازدواج این گره یا عقده را از هم بگسلد.چنین افرادی كه هنوز به بلوغ روانی كامل نرسیده و آگاهی لازم را جهت ازدواج ندارند، فقط برای اینكه تنهایی خود را پر كنند به سراغ ازدواج می روند.این افراد نه به روابط جنسی، نه به مادیات و نه به ظواهر و ...به هیچ چیز توجه نمی كنند و تنها توجه آنها به تشكیل زندگی تازه و استقلال فردی در نتیجه جدا شدن از خانواده خود است. همین بحران شخصیت باعث می شود فرد به هیچ كدام از تفاوتهای فرهنگی و ... با فرد مقابل توجه نكند، تا فقط به استقلال فردی دست یابد.بنابراین بحران شخصیت به طور غیر مستقیم، طلاق را نیز برای فرد رقم می زند.

 

·       راههای كاهش وقوع طلاق چیست ؟

 

از آنجایی كه ناآگاهی در زمینه های مختلف یكی از مهمترین عوامل طلاق است، بنابراین مشاوره دادن به افرادی كه می خواهند ازدواج كنند و بالا بردن سطح آگاهی آنها، در جهت موفق بودن ازدواج كمك شایان توجهی است.در جامعه ما از مراكز مشاوره خانواده استفاده می شود.

 

راه مهم دیگر این است كه ساختار آموزشی كشور تغییر داده شود.در كشور ما آگاهی های مناسبی در مورد جنس مخالف داده نمی شود و این خود می تواند عاملی باشد برای شكست در ازدواج و در نتیجه طلاق.

 

·       آثار سوء طلاق بر فرد و جامعه چیست ؟

 

- مهمترین اثر احساس جدا شدن، تنهایی و منزوی شدن فرد است كه این اتفاق احتمال سوء تعبیرها و حتی خودكشی را افزایش می دهد و در اینجاست كه فرد از زندگی لذت نمی برد و احساس پوچی به او دست می دهد و با خود می گوید من برای چه زنده ام؟ حالا چه بر سر من می آید؟ از این پس چگونه باید زندگی كنم؟
بعد از این عامل بدبینی فرد نسبت به جنس مخالف و تعمیم آن نسبت به همه افراد جامعه یك عامل كه باعث تشدید این حس می شود این است كه افراد جامعه نسبت به این افراد احساس ترحم می كنند و به آنها برچسب می زنند، در نتیجه فرد احساس كمبود بیشتری كرده و تنهایی او تشدید می شود.از طرفی، دلسوزی بیش از حد اطرافیان و جامعه نیز، باعث می شود مشكلات روحی افراد مطلقه تشدید شده و جو بی

 

 اعتمادی بوجود آید.

 

·       چه كنیم تا كودكان طلاق آسیب كمتری ببینند؟

 

-         باید تا حد امكان حقیقت را برای كودكان بیان كرد.چون در غیر این صورت دلایل اشتباهی برای طلاق تصور خواهند كرد و از لحاظ روانی صدمه زیادی برآنها وارد می شود.ر مثلاً كودكان بین ۲ تا ۵ سال، به طور طبیعی به والدی كه مخالف جنس خودشان است علاقه زیادی دارند و آرزو دارند كه دیگری در بین نباشد زیرا او را رقیب خود می دانند.در این مرحله اگر والدین مورد علاقه آنها منزل را به علتی ترك كند ویا طلاق بگیرد، كودكان تصور می كنند كه به دلیل عصبانیت یا آرزوهای رقابت طلبانه آنها است كه این اتفاق افتاده و ناگهان احساس گناه، غم و افسردگی می كنند.

 

در هنگام طلاق ۵ ترس برای كودكان بوجود می آید:
حالا چه بر سر من می آید؟ كجا باید زندگی كنم؟ چرا پدر یا مادر مرا ترك كرد؟ چه كسی از من مراقبت می كند؟ و همه اتفاقها تقصیر من بود.

 

برخورد آگاهانه والدین باعث می شود، كودك بتواند بر این ترسها غلبه كرده و پاسخی مناسب برای سؤالهایش بیابد.

 

عامل مهم و فراموش شده طلاق

 

دكتر مجد عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشكی ایران و مؤسس نخستین مركز مشاوره جنسی در ایران، می گوید: «متأسفانه باید اعلام كنم كه عدم آگاهی زوج ها از ارتباط جنسی باعث جدایی بین آنان می شود و این جدایی ها روز به روز بر تعدادشان افزوده می شود

 

دكتر مجد در مورد این عدم آگاهی می گوید: «هرفردی در مورد مسائل مهم زندگی اش باید اطلاعات و دانش كافی داشته باشد، اما در ایران متأسفانه در مورد روابط جنسی اطلاعات كمی داده شده و اگر هم اطلاعاتی داده شده به صورت علمی و تخصصی بوده كه برای مردم عادی غیر قابل دسترسی است .از این رو افراد،زمانی به متخصصین مراجعه می كنند كه مشكلات آنان حاد شده و برای حلش خیلی دیر شده است
دكتر مجد در پاسخ به این سؤال كه چرا در ایران در این مورد بسیار كم صحبت می شود و یا اصلاً صحبت نمی شود، می گوید: «البته ریشه اصلی ، مشكل فرهنگی است ، یعنی درهمه جوامع یكسری مسائل وجود دارد كه مردم در موردش صحبت نمی كنند، یا خجالت می كشند یا دلایل دیگری دارد و این عادت در طول تاریخ گسترش پیدا كرده و مشكل یكسال یا دو سال هم نیست ، بلكه به قرن ها قبل برمی گردد.الآن هم سعی نشده كه عرف جامعه شكسته شود، بلكه به زبان علمی یكسری مسائل ، به جامعه یاد داده می شود، اینكه زوج ها چه طور با هم زندگی كنند و...»

 

مجد در ادامه می گوید: «به هر حال باید قبول كرد كه ارتباط جنسی یكی از مهم ترین اركان یك زندگی مشترك است و كوچكترین خللی در این ارتباط، پایه های زندگی مشترك را ویران می كند و حتی باعث می شود كه زن و شوهر به فكر جدایی بیفتند.البته این دلیل نمی شود كه اگر یك زوج ارتباط جنسی سالمی داشته باشند، زندگی زناشویی شان هم خوب است و خوشبخت هستند، این فكر كاملاً اشتباه است ، زیرا ما پارامترهای زیادی برای گرمی زندگی زناشویی داریم ، اما باز هم می گویم این پارامتر خیلی تعیین كننده است

 


آمارها نشان می دهد كه یك ارتباط مناسب ۶۰ تا ۷۰ درصد باعث رونق زندگی زناشویی می شود و متأسفانه دیده می شود كه خیلی از طلاق ها به خاطر نداشتن یك ارتباط مناسب است .

 

 

نوشتن دیدگاه

ناحیه کاربری